
خوندم و اشک ریختم و زجه کردم به این همه جونی که بنده کندمتموم شده نمایشم بی تشویقبه سالن خالی چه خنده کردمحبیب اوجاری 1402.2.14 + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:8 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
جنگو تموم کن ؛ بزا زنده باشم ساقه ام ، اما نمیخوام که تا شم دلم میخواد قد بکشم تا ابرا همبازی با ماه و ستاره ها شم حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۵.۹ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:32 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب
توو زندگی یه روز ؛ تموم می بینی منو ؛ حبابی بی دَووم می بینی یه روز ولی ؛ وقتی همه تمومند منو یه شعر ِ ناتموم می بینی حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۸ ...
ادامه مطلب