
تو خواب دیدم نیاورون یه دونه خونه داشتم
تو باغچه هاش هزار تا گل ؛ مریم و پونه کاشتم
نگار من می خواست که من اینها رو داشته باشم
من ولی تنها توی خواب ! براش اینا رو داشتم
هیچی دیگه ... مامله کنسل شد و رفت پی ِ درس
منم یه سر خورده شدم ... کاشکی دوسش نداشتم
طفلی دلم چه میکنه ؟ چه میکشه؟ یا کجاست؟
حواس ِ پرت همینه خوب ! کاش نگهش میداشتم
.
حبیب اوچاری
1403.11.27
برچسب:
نویسنده: آرشان کریمیپور