زدم آهنگ تنهایی ولیکن
چراغت را به خاموشی سپردی
ندیدی صد تمنا از نگاهم
دل بیچاره را اما تو بردی
سخن ها بر زبان جاری نمیشد
تو خوی دلبری را از که بردی؟
شدم خاکستر از غم ؛ آخر کار
تو حتی مشتی از آن را نبردی ......
حبیب اوجاری
1403.12.25
برچسب: نویسنده: آرشان کریمیپور تاريخ: دوشنبه 26 آبان 1404 ساعت: 17:20