
کی گفته که دردا میشن فراموش؟ وقتی ندارمت تورو ، توو آغوش سرده نگات موقع ی دیدار من من توی دل هی میزنم و قل و جوش وصله ی دل داشت میگرفت رویه ای کندی با تلخی و، نکردی اتوش نه با منی ، نه بی من و همیشه فرقی نداره این ورق ، زیر و روش یادته اون شرط و جناق شکستن ؟ تو رفتی و من ، که فقط فراموش قاب دلم ...
ادامه مطلب
بیا با هم ؛ به دردامون بخندیم بیا در رو ؛ به روو غمها ببندیم بیا تا دست به دست و بی مهابا زنیم بر دشت ؛ که ما رخش و سمندیم حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۶ ...
ادامه مطلب