
گلایه می کنم ازت با خدا که راتو میخوای کنی از من جدایا عاشقم شو ؛ یا که بی خیالم بسه دیگه این همه ناز و ادا.حبیب اوجاری1393.10.15 + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:55 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
خداحافظ ای خانه ی مادریخداحافظ ای تاج هر سروریخداحافظ ای نرده های بلندخداحافظ ای شاخه های کمندخداحافظ ای توت خود کاشتهخداحافظ ای تاک افراشتهخداحافظت شاخ نارنج منالهی نبینی تو این رنج منخداحافظ ای قیصر و تاکورمخداحافظ ای خواهر دلخورمخداحافظ ای باغ گل پرورمخداحافظ ای گلشن آخرمخدایا خوشم ! زانکه می بینی امبد و خوب من ؛ جمله می چینی امندارم به جز لطف تو رهگشامدد کن نمانم گدا با صفا.حبیب اوجاری1401.2.30 بخوانید...
ادامه مطلب
یه عمر دویدم ؛ هنوو بین ِ راهمساکته دنیام و .... رفیق ِ آهمگوش می کنم به نغمه های غمگینابر ِ سیاه ؛ اومده روی ماهمیه عمر به خوبی ؛ همه رفته راهوکاشکی می گفت یکی ؛ یه اشتباهممُعامله کرده دلم ؛ با خداهم...
ادامه مطلب
خدا همواره هست با من به سان آن رگ و گردن نمی بیند ولی آیا ؟ که چوون ، هی می کنند با من؟ که گاهی میزنم بر سر و گاهی میدرم پیرهن هزاران غنچه از عشق را لگد مال کرده اند در من اگر کفر گفتم و دیدی تو بگذر زین خطا از من خدایا جز تو ام دیگر ندارم و مونس و مأمن... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۱۱ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:6 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب
تو مهتابی که بی نور تو تارم تو فردای...
ادامه مطلب
خدا همواره هست با من به سان آن رگ و گردن نمی بیند ولی آیا ؟ که چوون ، هی می کنند با من؟ که گاهی میزنم بر سر و گاهی میدرم پیرهن هزاران غنچه از عشق را لگد مال کرده اند در من اگر کفر گفتم و دیدی تو بگذر زین خطا از من خدایا جز تو ام دیگر ندارم و مونس و مأمن... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۱۱ ...
ادامه مطلب
چتر بر سر می نهی تا که نتابد روشنی؟ در زمین و آسمان ؛ تنها تو خورشید منی در گذرکاه زمان ؛ با این ره ِ دور و دراز گشته ای قطبی ستاره ؛ یا که مهشید منی؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۷ ...
ادامه مطلب
تاب تاب عباسی خستم از این نسناسی یه عمری جون کندیم و دادن ، سه تا پاپاسی بسکه زمین خورده ایم شدیم مثل ِ آغاسی ! اگه حریف ِ اونها نیستی ؛ بی روو درواسی میشه بی زحمت فقط ما رو بیرون بندازی؟؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۹ ...
ادامه مطلب
تابستونم داره میره ؛ گُم میشه گرمای اون ؛ حسرت ِ مردم میشه برگا که چند ماهه به انتظارن هزار تا رنگ ؛ برای هر خُم میشه هر جا گل و درخت داره دیدنیست خزون بازم ؛ عبرت ِ مردم میشه کاشکی بباره آسمون بارونو صدای اون یه جور ترنم میشه دلم با اینکه پیره ؛ عاشقه باز حکایت ِ قسَم به اون دُم میشه بازم یکی می شکنه این شیشه رو مجنون ِ قصه ها میره ؛ گُم میشه .حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۶.۲۳ ...
ادامه مطلب