کاشکی دلم یه مشتی خاک و سنگ بود
خونه برات می ساختم ، ار چه تنگ بود
اشکای گونه ت ، که شدن رنگ خون
برای کور و کر دنیا ... ننگ بود
حبیب اوجاری
۱۳۹۶.۱۱.۱۲
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 18:28 توسط حبیب اوجاری| |
برچسب: نویسنده: آرشان کریمیپور تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 20:57