سراي بي دل

متن مرتبط با «تاب تاب عباسی خدا جونم چه نازی» در سایت سراي بي دل نوشته شده است

از این مزاحم های بنگاهی چه بیزارم!

  • نیلوبلاگ

    از این مزاحم های بنگاهی چه بیزارمبیست روزیه ظهرا نمیخوابم ؛ و بیدارم اصلا براشون که مهم نیست زندگی ِ من؟یا اینکه شاید خونه نیستم ؛ کار هم دارم !همچون مسلسل پشت هم بازدید می آیندفکر میکنند درواقع من چون سیبل ِ تیربارم !بیچاره هر چی مستاجر هستش در این ایرانهستن اسیر ِ حالت زاری که من دارمهم غم خورم از بهر خود هم از بر ِ آنها از این همه تشویش و غم چند روزه بیمارمیارب سبب سازی بکن بر این سر ِ پر شوریکتا همایی ؛ تا بیاید بهر ِ دیدارمحبیب اوجاری1403.2.19...

    ادامه مطلب
  • از این مزاحم های بنگاهی چه بیزارم !

  • نیلوبلاگ

    از این مزاحم های بنگاهی چه بیزارمبیست روزیه ظهرا نمیخوابم ؛ و بیدارماصلا براشون که مهم نیست زندگی ِ من؟یا اینکه شاید خونه نیستم ؛ کار هم دارم !همچون مسلسل پشت هم بازدید می آیندفکر میکنند درواقع من چون سیبل ِ تیربارم !بیچاره هر چی مستاجر هستش در این ایرانهستن اسیر ِ حالت زاری که من دارمهم غم خورم از بهر خود هم از بر ِ آنها از این همه تشویش و غم چند روزه بیمارمیارب سبب سازی بکن بر این سر ِ پر شوریکتا همایی ؛ تا بیاید بهر ِ دیدارمحبیب اوجاری1403.2.19 + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 10:22 توسط حبیب اوجاری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گلایه می کنم ازت با خداxa0

  • نیلوبلاگ

    گلایه می کنم ازت با خدا که راتو میخوای کنی از من جدایا عاشقم شو ؛ یا که بی خیالم بسه دیگه این همه ناز و ادا.حبیب اوجاری1393.10.15 + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:55 توسط حبیب اوجاری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خداحافظ ای خانه ی مادری

  • نیلوبلاگ

    خداحافظ ای خانه ی مادریخداحافظ ای تاج هر سروریخداحافظ ای نرده های بلندخداحافظ ای شاخه های کمندخداحافظ ای توت خود کاشتهخداحافظ ای تاک افراشتهخداحافظت شاخ نارنج منالهی نبینی تو این رنج منخداحافظ ای قیصر و تاکورمخداحافظ ای خواهر دلخورمخداحافظ ای باغ گل پرورمخداحافظ ای گلشن آخرمخدایا خوشم ! زانکه می بینی امبد و خوب من ؛ جمله می چینی امندارم به جز لطف تو رهگشامدد کن نمانم گدا با صفا.حبیب اوجاری1401.2.30 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گلاه یمکنم ازت با خدا

  • مُعامله کرده دلم ؛ با خدا

  • نیلوبلاگ

    یه عمر دویدم ؛ هنوو بین ِ راهمساکته دنیام و .... رفیق ِ آهمگوش می کنم به نغمه های غمگینابر ِ سیاه ؛ اومده روی ماهمیه عمر به خوبی ؛ همه رفته راهوکاشکی می گفت یکی ؛ یه اشتباهممُعامله کرده دلم ؛ با خداهم...

    ادامه مطلب
  • خدا همواره هست با من

  • نیلوبلاگ

    خدا همواره هست با من به سان آن رگ و گردن نمی بیند ولی آیا ؟ که چوون ، هی می کنند با من؟ که گاهی میزنم بر سر و گاهی میدرم پیرهن هزاران غنچه از عشق را لگد مال کرده اند در من اگر کفر گفتم و دیدی تو بگذر زین خطا از من خدایا جز تو ام دیگر ندارم و مونس و مأمن... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۱۱ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:6 توسط حبیب اوجاری| |...

    ادامه مطلب
  • تو مهتابی که بی نور تو تارم

  • نیلوبلاگ

      تو مهتابی که بی نور تو تارم تو فردای...

    ادامه مطلب
  • خدا همواره هست با من

  • نیلوبلاگ

    خدا همواره هست با من به سان آن رگ و گردن نمی بیند ولی آیا ؟ که چوون ، هی می کنند با من؟ که گاهی میزنم بر سر و گاهی میدرم پیرهن هزاران غنچه از عشق را لگد مال کرده اند در من اگر کفر گفتم و دیدی تو بگذر زین خطا از من خدایا جز تو ام دیگر ندارم و مونس و مأمن... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۱۱ ...

    ادامه مطلب
  • آهویی بود ، چه خوب و ناز

  • نیلوبلاگ

    آهویی بود ، چه خوب و ناز فراری شد ز دستم... شیرین بودم براش ، ولی نمک ، نداشت که دستم ای خدا تو شاهدی دام نزاشتم سر ِ راش هر کجا میخواست بره من میرفتم پا به پاش تا شدم بنده ی اون با تموم ِ رفتاراش چشمای سبزشو بست شد دریغ ، حتی نگا ش لهجه ی عجیبی داشت بین فارسی و دری ته ِ کل ِ گفته هاش جمله ای ...ز آذری تا میکردم یه شوخی اخم میکرد زود و میگفت: واقعا که ...چی بگم؟ کم بگو دری وری !! ای خدا کار...

    ادامه مطلب
  • آهویی بود ، چه خوب و ناز

  • نیلوبلاگ

    آهویی بود ، چه خوب و ناز فراری شد ز دستم... شیرین بودم براش ، ولی نمک ، نداشت که دستم ای خدا تو شاهدی دام نزاشتم سر ِ راش هر کجا میخواست بره من میرفتم پا به پاش تا شدم بنده ی اون با تموم ِ رفتاراش چشمای سبزشو بست شد دریغ ، حتی نگا ش لهجه ی عجیبی داشت بین فارسی و دری ته ِ کل ِ گفته هاش جمله ای .....

    ادامه مطلب
  • چتر بر سر می نهی تا که نتابد روشنی؟

  • نیلوبلاگ

    چتر بر سر می نهی تا که نتابد روشنی؟ در زمین و آسمان ؛ تنها تو خورشید منی در گذرکاه زمان ؛ با این ره ِ دور و دراز گشته ای قطبی ستاره ؛ یا که مهشید منی؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۷ ...

    ادامه مطلب
  • تاب تاب عباسی!

  • نیلوبلاگ

    تاب تاب عباسی خستم از این نسناسی یه عمری جون کندیم و دادن ، سه تا پاپاسی بسکه زمین خورده ایم شدیم مثل ِ آغاسی ! اگه حریف ِ اونها نیستی ؛ بی روو درواسی میشه بی زحمت فقط ما رو بیرون بندازی؟؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۹ ...

    ادامه مطلب
  • تابستونم داره میره ؛ گُم میشه

  • نیلوبلاگ

    تابستونم داره میره ؛ گُم میشه گرمای اون ؛ حسرت ِ مردم میشه برگا که چند ماهه به انتظارن هزار تا رنگ ؛ برای هر خُم میشه هر جا گل و درخت داره دیدنیست خزون بازم ؛ عبرت ِ مردم میشه کاشکی بباره آسمون بارونو صدای اون یه جور ترنم میشه دلم با اینکه پیره ؛ عاشقه باز حکایت ِ قسَم به اون دُم میشه بازم یکی می شکنه این شیشه رو مجنون ِ قصه ها میره ؛ گُم میشه .حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۶.۲۳ ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بر سرش چتر گرفتم | چتر گل بر سر کشی | چرا چتر بر سر گرفتم | بر سرش چتر گرفتم دیدم | بر سرم چتر گرفت | چتر سرخ | چتر سرزده | تاب تاب عباسی خدا خستم از بازی | تاب تاب عباسی خدا منو نندازی | تاب تاب عباسی یادش بخیر