
ساده گرفتم بازی رو من ، ایزی فردینی گشتم که می کوبه دیزی هرجا می رفتم یا نبود جای من یا که میگفتن چاقی ؛ یا که ریزی خشم می اومد جلوی چشمای من تا که بگیرم توی دستام تیزی شکر خدا به آرزوم رسیدمدارم میشم بازیگر عزیزیحبیب اوجاری1396.1.1 + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:32 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
دیگر تمنای کسی در سر ندارم در سر دو چشم منتظر بر در ندارم شمعی شدم کز حاصل عمری فروغم پروانه ای بر گِرد ِ قبر ِ تن ندارم حیف از من و از آن همه جانی که کندم پیرم کنون ، نیروی جان کندن ندارم یک قطره ب...
ادامه مطلب
زبانی مهربان دارم ؛ ندارم؟ دلی بی همزبان دارم ؛ ندارم؟ نگاهم در افق ها جمله محو است نشان از بی نشان دارم ؛ ندارم؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۲ ...
ادامه مطلب
یه عمریه تب دارم از نبودت امید ِ من بسته به تار و پودت بیا سحر بکن شب ِ جدایی ای سرو پا ، قربون ِ اون وجودت حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۶.۱۱ ...
ادامه مطلب
دوستت دارم گفتم و ، گوش نکردی حلقه دادم ، دستتو توش نکردی شیری بودش این دل ِ پر ز جرات حتی نگاهی مثل ِ موش نکردی حبیب اوجاری ۱۹۵.۶.۱۴ ...
ادامه مطلب
یه عمری پروانه شدی پریدی سوختم و تو ؛ سوزش دل ندیدی آب شدم و تموم شدم زیر پات دیگه به عشقت ندارم امیدی حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۷.۷ ...
ادامه مطلب
یه قلب دادم ....یه جعبه ی جواهر براش نداشت ارزشی گرچه ظاهر میگفت از این جعبه ، یه عالم دارم !! سیر شدم از تو ... هی نده آزارم جعبه ی بی بهای دل رو پس داد جای اونو به جعبه ی هوس داد خوش باشه هر جا هست الهی یارم میسوزم و ...کاری باهاش ندارم حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۳.۲۵ ...
ادامه مطلب