خرید بک لینک


عمری من گشنه نشستم ؛ تا بیایی و کنم نوش

تو شدی سرو ِ سکندر ؛ من و آن سفره فراموش

رفته با مادر خود تا ؛ بشوی آنچه دلت خواست

امنیت دیگه نخواهی ؛ توی این خونه و آغوش

هرچقدر قد بکشی و ؛ مثل شیر با همه کوپال

یه روزی دنیا میزاره عقبت ؛ میشی مثه موش

هرچی گفتم پدری بود که نصیحت بتو کردم

خواهی عبرت تو بگیر و ؛ یا بکن کلی فراموش

حبیب اوجاری

1398.4.27

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 11:39

صفحه بندی