خرید بک لینک


1 1 تو ای خواجه ی شیرازی ام

بلکه بگشایی گره از راز ِ این همبازی ام

پیرم و از کودکی ، تنها دو صد رویا بماند

وز جوانی ... یاد آن یار لطیف و نازی ام

من چو تو بد می نکردم ، میل ناحقم همین

همتی کن این دم ِ آخر تو دلخوش سازی ام

رفتم و ، اما به دل دارم امید ِ دیدنت

کن دعایی تا نمردم ، باز دعوت سازی ام

لطف آن شیرازی و خالش ، بشد حک بردلم

کن مدد خواجو ، به کشتی ِ امید اندازی ام

 میدهم جانا ، قسم بر شاخه ی پر از نبات

خود بگیری فال من ، آید همان کو راضی ام
 

حبیب اوجاری

 ۱۳۹۷/۸/۲۰

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:08

صفحه بندی