خرید بک لینک

گفتی : عاشق شدی و 1 ی 1 1

چی بگم ؟ قصه ها دارم که توو خوابم ندیدی !

عشق از اول انگاری میوه ی ممنوعه ای بود

حتی آدم چوبشو خورد ؛ که چرا سیبو چیدی

گفتی حاضری تو بازی کنی نقش یاری رو؟

که یه فرصت دیگه به یار ِ سابقت میدی؟

بعضی آدما لیاقت ندارن گذشت توو عشق 

باز میشن جلادی و تیغو توو دستشون میدی

طفلکی مرغ دلم هر جا نشست یه سنگی خورد

دام پنهونه نگات ؛ دونه نشون  اون میدی؟

میگذره بهار عمر و میرسه پاییزه اون

یه نگاه پشت سرت کن ؛ چه گلایی رو چیدی؟

واسه ی ستاره بودن کیه مثل من مُصر 

فرصت این آرزوی کهنه رو به من میدی؟

حبیب اوجاری

1400.6.28

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:08

صفحه بندی