خرید بک لینک

غزل بگم ز شور و عشق و مستی ؟

از اون دمی که ، تو پیشم نشستی؟

غزل بگم از اون لبای شیرین ؟

بگم من از مردم تلخ و بدبین؟

بگم گلو ز دست من گرفتی ؟

بو کردی و چیزی به من نگفتی؟

بگم ز بس خیره بودم به چشمات

زل زدی و گفتی : عمو؟ تو مستی ؟!

بگم که من مست نگاهت شدم؟

رفتی ولی ، شیشه ی دل شکستی؟

گذشته عمری و ، تو رو ندارم

کاش بدونم ...کنار کی نشستی ؟

حبیب اوجاری

۱۳۹۳.۱.۱

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 6:02

صفحه بندی