رد شدی از کنارم و گذشتی
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 18:13
xa0 xa0 xa0رد شدی از کنارمxa0 وxa0 گذشتی نقشی زدم به دل ،ولی شکستی حالا که طی شده روزای بهار اومدی باز ، کنار من نشستی xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۷.۲۲ xa0
یه کشته دادی با هزار تا غمزه
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 18:13
xa0 xa0 یه کشته دادی با هزار تا غمزه هر کدوم از کارات یه دنیا رمزه یه خط نوشتی ، که خراب ِ صد شد خرابتم ، با کسره یا ، با حمزه xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۷.۱۸ xa0
شاخه ی پر بار ِسیب
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:39
xa0 دست تو بازیچه ی یاسنرم و ناز و پر ز احساس با من اما مدتی چند داره بی مهری و وسواس شکوه ای هرچند ندارم در دل غمگین و حساس یادم امد ؛ تا بگویم آنچه داری برکف اکنون شاخه ی پر بار ِسیب است نی که برگی از گل یاس xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۱۴ xa0
منو شادي ديدار و وصالت
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:55
اگر روزي بشيني رو برويم گمانم هست آندم قبض ِ روحم منو شادي ديدار و وصالت کند آواره از اين شهر و کويم xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۲ xa0
بیا یه دوری بزنیم توو بهشت
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:55
xa0 بیا یه دوری بزنیم توو بهشت تا ببینیم سر خوشی ِ سرنوشت بیا تو حوا بشو ؛ سیبی بچین منم میشم آدم و عاشق سرشت xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۴ xa0
بیا با هم ؛ به دردامون بخندیم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:55
xa0 بیا با هم ؛ به دردامون بخندیم بیا در رو ؛ به روو غمها ببندیم بیا تا دست به دست و بی مهابا زنیم بر دشت ؛ که ما رخش و سمندیم xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۶ xa0
قربون اون زلف پریشون تو
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:54
xa0 قربون اون زلف پریشون تو قربون اون صورت گلگون تو الهی خاک پات ؛ بشه توتیا یا همه جونم بشه قربون تو xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۵ xa0
چتر بر سر می نهی تا که نتابد روشنی؟
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:54
چتر بر سر می نهی تا که نتابد روشنی؟ در زمین و آسمان ؛ تنها تو خورشید منی در گذرکاه زمان ؛ با این ره ِ دور و دراز گشته ای قطبی ستاره ؛ یا که مهشید منی؟ xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۷ xa0
کاشکی می دیدم چشاتو دوباره
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:54
xa0 کاشکی می دیدم چشاتو دوباره تا ببینم هنوز صفایی داره؟ خزونه و ؛ بهاری بود اون روزا اگه تو برگردی ؛ هنوز بهاره xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۲.۸ xa0 xa0 xa0
منو یه شعر ِ ناتموم می بینی
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:31
توو زندگی یه روز ؛ تموم می بینی منو ؛ حبابی بی دَووم می بینی یه روز ولی ؛ وقتی همه تمومند منو یه شعر ِ ناتموم می بینی xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۸ xa0
تاب تاب عباسی!
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:31
xa0 تاب تاب عباسی خستم از این نسناسی یه عمری جون کندیم و دادن ، سه تا پاپاسی بسکه زمین خورده ایم شدیم مثل ِ آغاسی ! اگه حریف ِ اونها نیستی ؛ بی روو درواسی میشه بی زحمت فقط ما رو بیرون بندازی؟؟ xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۹ xa0
مدد کن تا بفهمم ؛ من که هستم
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:31
xa0 بیا خواهر ؛ بده دستت به دستم که در پیش تو ؛ از دنیا نترسم بیا و خنده کن ای پر نجابت مدد کن تا بفهمم ؛ من که هستم حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۲۵ xa0
دو تن را ؛ منقلب کر دی و ... راضی؟
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:31
xa0 تقلب میدهی از بهر بازی؟ که با این همرهی ؛ ما را ببازی؟ من از حالا مووچم ! بازی شد استوپ دو تن را ؛ منقلب کر دی و ،xa0 راضی؟ xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱.۱۱ xa0
شاکی ام از دست تو ای زندگی
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:31
xa0 شاکی ام از دست تو ای زندگی زمین زدیمxa0 ؛ خاکی ام ای زندگی سرگیجه هام گر چه زسرمستی نیست بهشتی و ؛ تاکی ام ای زندگی آلوده باش اما ؛ به پشت ِ پول ، پاک من خجل ازxa0 پاکی ام ای زندگی نه خامه ای نه کنجدی نه کشمش شیرنی ِ خشک ؛ کاکی ام ای زندگی عشق و محبت ز ازل شیوه ام عاشق این عاشقی ام زندگی xa0 حبی...
یه روز می گفتی : همه زندگیتم
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:30
یه عمره روزه هامو هی شکستی رفتی با دشمنم ؛ یه جا نشستی یه روز می گفتی : همه زندگیتم من همونم ؛ همون که دوست می داشتی حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۲۰ xa0
کاشکی لبای تو همش بخنده
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:30
xa0 کاشکی لبای تو همش بخنده در رو به روی غصه ها ببنده تا دندونای زیبا هست پشت لب پسته باشه لبات ؛ درو نبنده xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۱۱ xa0
دل می کنم از اون که دل سوزونه
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:30
دل می کنم از اون که دل سوزونه رفته یه عمر ؛ تا پیش من نمونه یاد می گیرمxa0 کندن ِ دلxa0 تا اینکه جون بده وxa0 من رو ز سر نرونه xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۱۲ xa0
ستاره ها همیشه دور ز دستند
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:30
xa0 ستاره ها همیشه دور ز دستند با اون همه جلوه ؛ گهی چه پستند یه عمره ما دنبال ِ کشف ِ اونها اونها ولی ؛ توو آسمون نشستند xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۱۷ xa0
خسته شدیم زین همه ریز و درشت
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:30
xa0 xa0 خسته شدیم زین همه ریز و درشت هر کی اومد خورده ؛ ز ریز و درشت یه عمره چشم به راه ِ بهترینیم امید دادند به ما فقط ؛ پشت به پشت حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۱۹ xa0
هیس !!
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 20:36
xa0 یه عمری هیس گفتن و هیس شنُفتم زیر ستم خورد شده ؛ هیچ نگفتم تا اومدم درک بکنم چی هستم حس نداره جسمم و ، پوست کلفتم حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۷.۳ xa0