آهویی بود ، چه خوب و ناز
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 آهویی بود ، چه خوب و ناز فراری شد ز دستم... شیرین بودم براش ، ولی نمک ، نداشت که دستم ای خدا تو شاهدی دام نزاشتم سر ِ راش هر کجا میخواست بره من میرفتم پا به پاش تا شدم بنده ی اون با تموم ِ رفتاراش چشمای سبزشو بست شد دریغ ، حتی نگا ش لهجه ی عجیبی داشت بین فارسی و دری ته ِ کل ِ گفته هاش جمله ای ..
از خودمون شروع کنیم دیدنو
-
تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 از خودمون شروع کنیم دیدنو غنچه ی معرفت ، صفا ، چیدنو وایسا توو صف ، پشت چراغ قرمز بدون یه جا ، حقتو خوب میدنو دنیا به هر بهونه اشک در آورد خدا ، ولی دوست داره بوسیدنو من و تو ، توو راه ِ سفر همرهیم عوض بکن مسیر ِ پوسیدنو xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۵.۲۰ xa0 xa0 نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20...
چشمهایی که مال توست...
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
تقدیم به نمایشنامه ی زیبای چشمهایی که مالxa0 توست از بانو رهنما گفتی که چشمام همیشه مال توست این همه ؟ اما ، همه آمالxa0 توست گفت که شدم خسته ، بزار تا برم آن چه شکست توی قفس ، بال توست باد ، همه سایه ی مادرxa0 به سر آن که هراسان به مَه و سالxa0 توست تا نچشیده کسی از نوش و نیش کی رود از یاد ، که آن ...
برادر
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
برادری داشتم که وجودش به دنیایی می ارزید وبارها توی نبودنش آرزو کردم که کاش من بجایاون می رفتم و اون موندگار بود .قدیمی ترین عکس از خودم رو در کنار برادرو در آغوش مادر بتازگی پیدا کردم ودر وصف برادر مرحومم نوشتمxa0 : xa0 برادر تکیه گاه و مهربونه برادر مونس و آروم جونه برادر همدم و پشت و پناهه برادر ...
می گفتی دوستم داری؟ ای بی حیا
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
xa0 می گفتی دوستم داری؟ ای بی حیا تنها گذاشتی ،xa0 منو توو این شبا حتی خدا فریب حرفاتو خورد ! کاشکی بهت دردی بده ، بی دوا xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۴.۷ xa0 نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:42 توسط حبیب اوجاری| |
کاشکی منم این همه دونه داشتم !
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
xa0 کاشکی منم این همه دونه داشتم ! همه رو ، توی دستxa0 تو میزاشتم یا چاله چوله هاش رو پر می کردی یا می کشیدی ، عاریه میزاشتم xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۲.۱۲.۹ xa0 نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:17 توسط حبیب اوجاری| |
در طالع تو ديدم ؛ طرحي ز دام ديگر
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
xa0 در طالع تو ديدم ؛ طرحي ز دامxa0 ديگر بي خود تر از هميشه ؛ در انهدام ديگر گرچه تورا بسي از ؛ موج بلا رهاندم گويي هنوز به سرهست سوداي گامxa0 ديگر xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۱.۱۱.۱۱ xa0 نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 0:16 توسط حبیب اوجاری| |
یه عمره چشامو برات نبستم
-
تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:10
یه عمره چشامو برات نبستمیه عمریه که چشم به رات نشستمحالا میگی ببند تا نقش ببینی؟با چشم بسته نقش روو زمینی !میخوام با چشم بازxa0 تو رو ببینمبیای پیشم ، کنار تو بشینمیه عمریه ماهی و توو آسمونمن ولی در فکر تو، روو زمینممیخوام که لمس خوب و گرم دستاتپاک کنه اشک چشمای غمینممیگی تا خوب نشی که یار نمیشمباور
فصل شکار بادبادکها
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 10:13
xa0 تقدیم به بانو بهاره رهنما و اجرای زیبای نمایشنامه فصل شکار بادبادکها یه باغ گل ، پونه و یاسه چشمات شعر و غزل ، قصه ی آسه چشمات وقتی لبات روو به سخن وا میشه همره اون میشه مسیر چشمات قصه چی بود؟؟ فصل شکار؟ بادبادک؟ حواس نمیزاره واسم که چشمات !؟ شیطنتش قشنگه ، اما بغضش پاک ، می کنه دل رو ، اسیر چشم
دوباره با دیدن تو ؛ پر زدم
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 10:13
دوباره با دیدن تو ؛ پر زدم سر کشیدم ؛ به آسمون سر زدم رفته بودی ز دیده ؛ اما توو دل به خونه بودی و ؛ همش در زدم xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۱۷ xa0 نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:49 توسط حبیب اوجاری| |
لک میزنه دلم برای دیدار ...
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 10:13
xa0 رفتی و جات خالیه پیشم این بار تکیه زدم عمریه روی دیوار کاشکی میشد چشماتو باز ببینم لک میزنه دلم برای دیدار ... xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۱۸ xa0 xa0 نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:2 توسط حبیب اوجاری| |
کاشکی پاهات ، جای دلت سنگی بود
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 23:22
xa0 کاشکیxa0 پاهات ، جای دلت سنگی بود یا که موهات ، جای چشات رنگی بود رفتی و با رفتن ِ خود حاصلم یه دریا اشک و کلی دلتنگی بود حبیب اوجاری۱۳۹۶.۳.۷ xa0 نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:51 توسط حبیب اوجاری| |
یا رومی ِ روم شو ، یا زنگی ِ زنگ
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 آدم های عجیبی هستیم ! برنامه های ارتباطی مختلفی روی گوشی هامون نصب می کنیم و شروع میکنیم به اد کردن دوستان و آشنایان ، بعد میریم سراغ هزارو یک کانال و عضوشون میشیم . بعد کم کم نوتیفیکیشنهای کانالها رو غیر فعال می کنیم و اگه با مخاطب ِ خاصی هم ! کار مهمی نداشته باشیم !!؟ و یا برامون خسته کننده شد...
جنگندگی ام کم شده است
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
توضیح عکس: فیلم دربی که افتخار بازی در نقش اولش رو داشتمدر جمع عوامل فیلمبرداری بهمراه کارگردان عزیز xa0 اشتیاقم کم و جنگندگی ام کم شده است جلوه و منظره ی زندگی ام غم شده است همه اند خیره به دنبال من وxa0 اکشن ِ من ! حاصلم از همه عشق ، غیبت ِ مبهم شده است گرچه فرصت به نظر مقتنم و مقبول است گفتگوی من...
یه روز میاد همبازی شیم یه جایی
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
بهاره رهنما یه روز میاد همبازی شیم یه جایی آرزومو گفتهxa0 ، کشیدم آهی خدا کنه تا لحظه های موعود شاد و سلامت باشی هر کجایی xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۱۲.۲۷ xa0 نوشته شده در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 1:2 توسط حبیب اوجاری| |
سلام بمبئی!
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 اومده ام بگم سلام ، بمبئی یاد بدهxa0 اردوxa0 دو کلام بمبئی علی بشم ، دنبال کار و تحصیل دنبال گنج پُر طلام ، بمبئی رقیب سر سخت اگه دارم اما یه جور ، ته ِ دردسرام بمبئی رفیق من شیطونه و سر هوا ولی یه نوع ،xa0 اِند ِ مرام بمبئی مهم دلامونه که پیش همه میشه دعا کنی برام بمبئی؟ کارگرم توو رستوران ولیک...
ایستگاه قطار
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
اون شب توو ایستگاه قطار حرفاتو گفتی تند و زود اشکای چشم ِ من ولی رَوون شدن ، مثال رود گفتی به من ، نمیخامت گفتی که میده آزارت محبتام تکرای شد؟ که از سرت پریده زود؟ شکستی قلبمو ولی بدون ! هنوز دوسِت دارم سوختم و سر ، کشیده دود میخوای برو با ایکس و وای یا اون که هیچ چیزی نبود باشه میرم ، بمون تو چو
من و تو ، و بازی کلش
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 Clash of Clans کاشکی بیمرم ، تا که کاپ بگیرییا سکه ، اکسیر ، واسه آپ بگیری توی اتک هات ، یا که توی وار ِت بترکونی ! لوت ِ تاپxa0 بگیری با هم بجنگیم واسه حفظxa0 ِ خونه آجر ، واسه ساختنxa0 ، ماپ بگیریم وقتی که آپدیت میشه بازی باز هم برنامشو برام ، با داپ بگیری جِم بزنم ! تا پُر کنم رکاتو از لیدر ِ...
کاشکی منم ستاد ِ رای ای داشتم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 توضیحا اینکه عکس صرفا جنبه ی هماهنگی با شعر رو داره کاشکی که عکسم ، زیر چونه ات بود ! یا شرم عشق ، ز من ، روو گونه ات بود کاشکی منم ستادxa0 ِ رای ای داشتم تبلیغ ِ من ، سر در ِ خونه ات بود حبیب بودمxa0 برات ، نهxa0 چو ن دیگری اسمم ، تووxa0 دفترxa0 ِ نمونه ات بود میخوام که باشم ، نه فقط یه دوره ! ...
مهم اونه خودت رو چی بدونی
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 مهم اونه خودت رو چی بدونی ترس و پریشونی ها تو برونی دلت اگر گرفته یا پر از غم توی گوش دلتxa0 یه چی بخونی زمون داره می گذره عینهو نور باید مثه ساعت مچی ، بمونی هر کی گذاشت تنها تورو ، یا رفتش تو ، یاد ِ روز ِ باهمی بمونی فقط کمی به آینه نگاه کن باور نکن اونی که ، توی اونی ! xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۲...