اگرمیشد اون روزا برمی گشتم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
اگرمی شد اون روزا برمی گشتمپیریمو ،xa0 پیش ِ جوونیم میزاشتمسفیدی ِ مو رو می دیدم ولیxa0یه جزوه از تجربه ها می داشتمxa0حبیب اوجاری۱۳۹۳.۲.۲۶ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 11:48 توسط حبیب اوجاری| |
کاشکی به جای دل ، پاهات سنگی بود
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:55
xa0 کاشکی به جای دل ، پاهات سنگی بود یا که موهات ، جای چشات رنگی بود رفتی و با رفتن ِ خود حاصلم یه دریا اشک و کلی دلتنگی بود حبیب اوجاری۱۳۹۶.۳.۷ xa0 نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:51 توسط حبیب اوجاری| |
کاشکی گلم بودی توو باغ خونه
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:45
چقدر خوب بود تو ، گُل من بودی ... برای تو xa0 یک گلدان کوچک ِ زیبا میساختم با یک باغچه و حوضی پُر از انار خوابت را کنار پنجره ، آفتاب میدادم و برای صبحانهات هوای ِ تازهی شمال میخریدم ... چقدر خوب بود تو ، گُل من بودی ... « افشین صالحی » *** کاشکی گلم بودی توو باغ خونه تا بزنه غنچه ی دل جَوونه یادت ک...
دیونه کردی منو با ادا ها
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 7:45
xa0 دیونه کردی منو با ادا ها دنبال تو ؛ اومده ام کجاها صدتا سوراخ سمبه سراغ داری و قلب منو ؛ کردی تو ، کفش ِ پاها xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۸.۱۳ xa0
از این به بعد ؛ منم میخوام بد بشم
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 6:22
xa0 از این به بعد ؛ منم میخوام بد بشم راهو ببندم ، واسه تو ؛ سد بشم از این به بعد حتی یه لایک حرومت ! یه عیب اگه داری ؛ میخوام صد بشم ! xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱۰.۱۱ xa0
نمونده حتی حالتی ز مستی
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 6:21
نمونده حتی حالتی ز مستی از اون شبی که رفتی و شکستی نه حال شکوه مونده و نه فریاد ز لحظه ای که در به روم تو بستی xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱۰.۱۷ xa0 xa0
در میری از مقابلم ؛ همیشه
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 فوری میخوام ببینمت ؛ نمیشه در میری از مقابلم ؛ همیشه میگم خدا ؟ کاری بکن بمونه میگه بابا !! این بار ِ چندمیشه xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۸.۲۱ xa0
گل میشی و پرپر
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 همیشه قصه این بوده ..... یکی دیو و یکی دلبر تا می فهمه دوسش داری میره ... گل میشی و پرپر! xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۹.۸ xa0
شاعر چیره نیستم و ....همینم
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 یه شب میام و تا سحر می شینم بلکه تو رو از آسمون بچینم نوشتم این شعرو واسه چشمxa0 تو شاعر چیره نیستم و ....همینم xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۸.۱۱ xa0
در خنده ی گنگ تو چرا گم شده هستی ؟
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 در خنده ی گنگ تو چرا گم شده هستی ؟ از ضربه ی سنگین زمان ، گیجی و مستی؟ شاید که شده خنده ی تو مظهر این حرف: میخندم از این غم ، که بد است گریه به هستی xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱۰.۵ xa0
یه عمره دنیامو سراب می بینم
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 یه عمره دنیامو سراب می بینم به هر جا می رسم ، خراب می بینم کودکیام طی شده توی رویا اما حالا ...عمرو بر آب می بینم xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱۰.۱۱ xa0
همش می ترسم ؛ که مبادا بره
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 همش می ترسم ؛ که مبادا بره خورشید من باشه ولی شب بره بیا بمون و فکر ِ رفتن نباش نزار که بی تو ؛ حوصلم سر بره xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۴ xa0
اوج می گیرم میرم تا ابرا این بار
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:51
xa0 اگر بشه قرعه بنامم این بار رها بشه بندها ز پایم این بار پر می کشم از قفسم یک دفعه اوج می گیرم میرم تا ابرا این بار xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۶ xa0 xa0
اومدی تا که درد و غم فنا شه
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:50
xa0 اومدی تا که درد و غم فنا شه غصه بره ؛ شادی بجاش بنا شه طفل دلم که عمری منتظر بود با قدمت خستگی هاش رها شه xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۸ xa0
نشان از بی نشان دارم ؛ ندارم؟
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:50
xa0 زبانی مهربان دارم ؛ ندارم؟ دلی بی همزبان دارم ؛ ندارم؟ نگاهم در افق ها جمله محو است نشان از بی نشان دارم ؛ ندارم؟ xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۲ xa0
ارادتو کاش که بیای بشکنی
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 17:50
xa0 ارادتو کاش که بیای بشکنی پیش همه بگی که مال منی سکوت تو کشته یه عمری منو لطافتی چو گل ؛ دلی آهنی... xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۹ xa0
بستی به رگبارم و، هیچ نگفتم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 15:24
بستی به رگبارم و، هیچ نگفتم شکستی ، هر بار که برات شکفتم عیسی به دینی و ، محمد ، یه دین منطقی اونه ، همه رو شنفتن ! حسین فدا کرد جونو تا بفهمیم حق رو باید گفت ، نه که زور شنفتن هر کی توو گور ِخود یه روز میخوابه ملت ما ، به جون هم می افتن ! همه یه جور ، از پشت کوه اومدیم ژسته به خود ، بچه ی اینجا گفت...
یه عمریه تب دارم از نبودت
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 20:24
xa0 یه عمریه تب دارم از نبودت امید ِ من بسته به تار و پودت بیا سحر بکن شب ِ جدایی ای سرو پا ، قربون ِ اون وجودت xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۶.۱۱ xa0
دوستت دارم گفتم و گوش نکردی
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 20:24
xa0 دوستت دارم گفتم و ، گوش نکردی حلقه دادم ، دستتو توش نکردی شیری بودش این دل ِ پر ز جرات حتی نگاهی مثل ِ موش نکردی xa0 حبیب اوجاری ۱۹۵.۶.۱۴ xa0
بگو که شانس ، سراغمو بگیره
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 18:13
xa0 xa0 بگو که شانس ، سراغمو بگیره تا اسممو می شنوه ، زود نمیره ! منم به هر سازی می رقصم یه جور به شرطی که سازی به دست بگیره ... xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۷.۱۱ xa0