
خیلی بده تکراری شی ؛ یواش یواش بری کنار سیبو با پوست گاز بزنه ؛ میلی نباشه با خیاردیر میاد و زود میخوابه ؛ حوصلتو هیچ ندارهخسته بشه زودی ازت ؛ اوق بزنه عین ویار.حرف دلو تا که بگی عقیده ها عوض میشهزیادامون کم میشه و دریاهامون میشه شیارروزای اول سه چهار ساعته چت بود خیلی کمحالا ولی بهونه هست ؛ خستگیای بی شمار.با دیگران حرف میزنه با تلفن تا نیمه شبتا من گلایه میکنم ؛ حساسه و میشه خمارکم میگم و کم میام و مزاحمت نمیشم ووقتی که کاری نداری ؛ تشریفتو خودت بیار.40تا برات پست دادم و 4تا ازون ها ندیدی !با...
ادامه مطلب
به نونِ خالی هم قانعم من که به پام به بطریه ، با بندی چرا تو ؛ راهو روی من می بندی؟ من که به نونِ خالی هم قانعم اونم میگیری تا به من بخندی؟.حبیب او جاری1404.9.20....
ادامه مطلب
خیلی بده تکراری شی ؛ یواش یواش بری کنارسیبو با پوست گاز بزنه ؛ میلی نباشه با خیاردیر میاد و زود میخوابه ؛ حوصلتو هیچ ندارهخسته بشه زودی ازت ؛ اوق بزنه عین ویار.حرف دلو تا که بگی عقیده ها عوض میشهزیادامون کم میشه و دریاهامون میشه شیارروزای اول سه چهار ساعته چت بود خیلی کمحالا ولی بهونه هست ؛ خستگیای بی شمار.با دیگران حرف میزنه با تلفن تا نیمه شبتا من گلایه میکنم ؛ حساسه و میشه خمارکم میگم و کم میام و مزاحمت نمیشم ووقتی که کاری نداری ؛ تشریفتو خودت بیار.40تا برات پست دادم و 4تا ازون ها ندیدی !باشه و بعدا می بینم ... ای بابا !!! این همه نزار !!صد منی غازن همشون ؛ فقط میگم که یادتمبی ارزشن ؛ خووب میدونم ؛ هیچی بهونه هم نیار.طفل دلم ؛ بنده خدا شباهتش توو میوه هاانگور و موز نشد ولی ؛ همه چلوندن ...
ادامه مطلب
زندگی ام ، قالبی یخ به دستمبس که ، که داد زدم ، ببین چه خستم؟کسی نخواست یه تیکه از یخم روآب شد و من ، به حسرتش نشستم .....حبیب اوجاری1395.11.21 + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 10:44 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
همه درها به روم بسته خودت دربی به روم وا کن ندارم طاقت موندن بیا ، جایم تقلا کنحبیب اوجاری1402.9.26 + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 10:4 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
خدا به دنبال قلبی است که محبت می کند>محبت کردم و اما همیشه به پشت من زدند زخمی ز تیشهخدایا گر به دنبال ِ فقیریگدایی به ز من پیدا نمیشهحبیب اوجاری1393.5.20 + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 17:0 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
به برگای درخت کردم اشاره ؛ بهش گفتم بیا جفت شیم یه باره ؛ بخندید با لبش بر حال و روزم ؛ ولی بگذاشت تا در تب بسوزم ؛ جوابم داد بیش از این نیا پیش ؛ وگرنه میکنم حال تورا ریش ؛که دارد صاحب دیگر چو این تن ؛ رها کن خواستن ِ افزونه از من ؛ نظر بر آنچه باید هست بدوزی ؛ به حقت قانع ؛ تا آخر بسوزی .......حبیب اوجاری92.7.20 + نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۴۰۲ ساعت 9:20 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
توبه کردم که دگر باده ی مستانه ننوشمجامه ی دوری تو با دلی آسوده نپوشمچشمه ی آب حیات ملکوتم که ز هجرانجز تو ؛ با یار ِ دگر همدم و همواره نجوشمحبیب اوجاری زمستان 1369 بخوانید...
ادامه مطلب
وقتی نمیرسی به هیچ آرزو وقتی باهر خاطره شی زیر و رووقتی توو پاییزی ، گلات پرپرهزیر پاهاتن همه ، بی رنگ و بویه کفترم میتونه جرات کنه با نوک بگیره تو رو از تار ِ مووقتی که شادی ، انگاری حسوداچشم ندارن ببیننت یه لحظهاما تا غصه ها میان سراغتمیان میشینن همگی روبرووقتی زمین و آسمون ضدِتنسنگ میخوره بهِت ز هر سمت و سوامیدا کم ، درد دلا زیادهحوصله نیست تا که بگم مو به مویه عمر شدم سنگ صبور همهزجر کشیدم ، رنجها دیدم یک تنهیه روز به حرفم میرسی که دیرهفاصله داریم ما دوتا ، کو به کوفقط الهی نبینه روز خوششهد ِ شیرینش بشه هی تلخ و ترشاونکه نبود لایق ِ حتی یه فحشنمک حروم ، آدم بی چشم و روحبیب اوجاری ۱۳۹۷.۶.۲۸ بخوانید...
ادامه مطلب
سفر کردی که از عشقم جدا شی؟ دلت میخواست که یادم هم نباشیچقدر چون سایه دنبالت دویدمبجز چشمای تو چیزی ندیدمچه دل سنگی ! نکن دوری تو از من که دلتنگی ؛ منو میگیره از من همی گویی که می آیم ؛ ولی کِی ؟؟تو ...
ادامه مطلب
به من میگی عهد ِ کپک بی پدر؟ نموندی توو خونه ؟ شدی در به در؟ جون بکن و ، کلفتی کن هر کجا تو رو چه به خانومی و تاج ِ سر ؟ اگر می گفتم نمیخوام کار کنی توو زندگیم ، ازت می خواستم اثر نه اینکه صبح بر...
ادامه مطلب
یه سالی هست که رفتی و ندادی خطی از حالت گمونم گشته ای آزاد نسیمه لا پرو بالت ! نمک خوردی تو عمری و به شیرینی طلب کردی تموم اون چیزایی که نبوده از ازل مالِت یه روزی می پرستیدی من و ، رویای هر ...
ادامه مطلب
آمدم دیدار تو ای خواجه ی شیرازی ام بلکه بگشایی گره از راز ِ این همبازی ام پیرم و از کودکی ، تنها دو صد رویا بماند وز جوانی ... یاد آن یار لطیف و نازی ام من چو تو بد می نکردم ، میل ناحقم همین همتی کن ...
ادامه مطلب
شکوفه کردم ؛ توو همه بهارت یه مشتی سیب شدم ؛ به انتظارت پای درخت بودم و حیف ندیدی سر به هوا گشتی و من ... کنارت حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۴.۱۷ ...
ادامه مطلب
هر کدوم از ما یه مداد رنگی رنگ و وارنگ ، با رنگای قشنگی شاید سفید باشی ولی سیاه من کنار هم خوبه ، بدون جنگی قرمز و زرد توو رنگا ، رنگ ِ گرمن آبی و سبز ِ من ، میگن که سردی بخوای نخوای ، نقشه میخواد سیاهی یه روز میاد به دنبالم بگردی حبیب اوجاری ۱۳۹۷.۵.۴ ...
ادامه مطلب
هر چی درو بستی به روم ؛ تشکر هرچی زدی سیلی به روم ؛ تشکر هرچی زدم ضجه ز ناتوانی ... هیچی نیاوردی به روم ؛ تشکر هر دفعه سر به آسمون که کردم خنده زدی تنها به روم ؛ تشکر عشق تو اما توی جسم و جونم می بینی و داره دَووم ؛ تشکر خدای من عاشق ِ خوبی هاتم کفر منو نیار به روم ...تشکر حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۶.۲۰ ...
ادامه مطلب
کاش جای بوس ، حرفامو گوش میکردیننصیحتام ، حلقه ی گوش می کردین...
ادامه مطلب
یه عمریه کردی اسیر و مستت پرنده بودم ؛ که شدم توو دستت یه روزی می شکنم نوک قلم رو تا که پشیمون کنمت ؛ ز هستت حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۱۰.۱۰ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 10:36 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب
شدی نُت بهر آهنگ دل من نشستی بر همه می لا سُل من ز تو دورم ولی ، همواره در دل تو را دارم ، تویی آن حاصل من حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۲۶ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:40 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب
فرشته ها به چشم میان ؛ فرشته تنها نمونن روو زمین ؛ که زشته دستی که دست می گیره توی دنیا قسمت اون ، شک نکنین بهشته حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۷.۱۲ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:2 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب