
خوندم و اشک ریختم و زجه کردم به این همه جونی که بنده کندمتموم شده نمایشم بی تشویقبه سالن خالی چه خنده کردمحبیب اوجاری 1402.2.14 + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:8 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
یه روز میای خونه ؛ ولی دیر شدهپر کشیده روح ؛ که تنم پیر شدهفکر نکنی فراری بود از اولاسیری بود که از قفس سیر شدهحبیب اوجاری1398.7.18...
ادامه مطلب
یه صد پرم ؛ که نیمه ؛ پرپر شدمخشکه گُلی ؛ نشسته بر در شدمرهبر ِعشق بودم و ؛ توو زندگیمشد کودتا و ؛ حالا افسر شدمزندگی از تولدم ؛ توو بهمننشون بهم داده که اختر شدمیه روز ولی افتاده ؛ روی زمینستاره ای ...
ادامه مطلب
توضیح عکس: فیلم دربی که افتخار بازی در نقش اولش رو داشتمدر جمع عوامل فیلمبرداری بهمراه کارگردان عزیز اشتیاقم کم و جنگندگی ام کم شده است جلوه و منظره ی زندگی ام غم شده است همه اند خیره به دنبال من و اکشن ِ من ! حاصلم از همه عشق ، غیبت ِ مبهم شده است گرچه فرصت به نظر مقتنم و مقبول است گفتگوی من و ...
ادامه مطلب
در خنده ی گنگ تو چرا گم شده هستی ؟ از ضربه ی سنگین زمان ، گیجی و مستی؟ شاید که شده خنده ی تو مظهر این حرف: میخندم از این غم ، که بد است گریه به هستی حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۱۰.۵ ...
ادامه مطلب
دوباره شهریوره ، عشق ِ بورم تولدت شده ، امیدم ، نورم رفتی و خاطراتمون یادت رفت دوساله نیستی و من از تو دورم حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۶.۲۸ ...
ادامه مطلب
گم شده ام گم شده ام جایی میان من و تو از سر ِ من نمیرود یاد تو و خیال تو . حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۶.۱۵ ...
ادامه مطلب