
دیگه عشقو گدایی نمی کنمطفل دل رو فدایی نمی کنمدیگه از بهر یه لبخند ِ شیرینخودمو دلقک کس نمی کنمدیگه حتی سر ِ راش نمیشینمخودمو چو دایناسور نمی کنمگر چه از دوری دلم تب میکنهولی دست بوس ِ طبیب نمیکنمدیگه اشکام به چشات راه نمیدنمیریزم اونو ؛ صدات نمی کنمدیگه با هر زخم ِ تازه ی دلمسرمو به آسمون نمی کنموقتی هیچکس قدر ِ دل نمیدونهاونو از خونه برون نمی کنمدیگه شبها شعر نمی نویسم براتحتی آهنگی برات نمی خونم.حبیب اوجاری۱۳۹۲.۲.۱ نوشته شده توسط حبیب اوجاری در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 11:16 موضوع دل نوشته های من | لینک ثابت بخوانید...
ادامه مطلب
قلکامون سکه دیگه ندارن شادیامون ؛ لحظه رو کم میارن هرکیو میبینی دیگه این روزا فقط یه جور ؛ به دنیال فرارن حبیب اوجاری 1401.1.20...
ادامه مطلب
قلکامون, سکه دیگه, ندارن, شادیامون ؛ لحظه رو کم میارن هرکیو میبینی دیگه این روزا فقط یه جور ؛ به دنیال فرارن حبیب اوجاری 1401.1.20...
ادامه مطلب
سال دیگه که گل دادن درختانو می کنیم تن هامونو با رختامیریم با هم دامن صحرا و دشتبازم می خندیم به روزای سختاصدتا گره به مکر دشمن زدیمتا پیدا شه دوباره شانس و بختاما که نشد خم قدمون با ستم !فقط دوید تو...
ادامه مطلب
دیگر تمنای کسی در سر ندارم در سر دو چشم منتظر بر در ندارم شمعی شدم کز حاصل عمری فروغم پروانه ای بر گِرد ِ قبر ِ تن ندارم حیف از من و از آن همه جانی که کندم پیرم کنون ، نیروی جان کندن ندارم یک قطره ب...
ادامه مطلب
زبانی مهربان دارم ؛ ندارم؟ دلی بی همزبان دارم ؛ ندارم؟ نگاهم در افق ها جمله محو است نشان از بی نشان دارم ؛ ندارم؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۲ ...
ادامه مطلب
یه عمری پروانه شدی پریدی سوختم و تو ؛ سوزش دل ندیدی آب شدم و تموم شدم زیر پات دیگه به عشقت ندارم امیدی حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۷.۷ ...
ادامه مطلب
یه قلب دادم ....یه جعبه ی جواهر براش نداشت ارزشی گرچه ظاهر میگفت از این جعبه ، یه عالم دارم !! سیر شدم از تو ... هی نده آزارم جعبه ی بی بهای دل رو پس داد جای اونو به جعبه ی هوس داد خوش باشه هر جا هست الهی یارم میسوزم و ...کاری باهاش ندارم حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۳.۲۵ ...
ادامه مطلب