
ساده گرفتم بازی رو من ، ایزی فردینی گشتم که می کوبه دیزی هرجا می رفتم یا نبود جای من یا که میگفتن چاقی ؛ یا که ریزی خشم می اومد جلوی چشمای من تا که بگیرم توی دستام تیزی شکر خدا به آرزوم رسیدمدارم میشم بازیگر عزیزیحبیب اوجاری1396.1.1 + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:32 توسط حبیب اوجاری | بخوانید...
ادامه مطلب
دیگر تمنای کسی در سر ندارم در سر دو چشم منتظر بر در ندارم شمعی شدم کز حاصل عمری فروغم پروانه ای بر گِرد ِ قبر ِ تن ندارم حیف از من و از آن همه جانی که کندم پیرم کنون ، نیروی جان کندن ندارم یک قطره ب...
ادامه مطلب
می گفتی دوستم داری ؟ ای بی حیا ! تنها گذاشتی ، منو توو این شبا حتی خدا ، فریب ِ حرفاتو خورد کاشکی بهت دردی بده ، بی شفا ... حبیب اوجاری ...
ادامه مطلب
يادته گفتي يه گوشه ي دلت بشون منو؟ با خودت ببر بيار ؛ اما نده نشون منو؟ از يه گوشه ي دلم ريشه زدي تا همه جون تو شدي مثل طنابي که نجات دادي منو آتشم زد غم دوريت و هنوز روو آتيشم کاش که بودي و ميديدي اين حرارت تنو گفتي محکم بمونم تا که دوباره تو بياي نازنينم جاي خاليت خم نموده آهنو از خدا همش فرشته خواسته بودم که بياد خدا هم از آسمون برام فرستاد اون زنو توي آغوش تو بود که من بهشتمو ديدم من فداي اون بهشت و ؛ باغ زيباي تنو حرف من اگه کمي بالا و پايين ميشينه تو به خوبي خودت گلم ؛ که مي بخشي منو؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۲.۹.۱۱ ...
ادامه مطلب
کی گفته که دردا میشن فراموش؟ وقتی ندارمت تورو ، توو آغوش سرده نگات موقع ی دیدار من من توی دل هی میزنم و قل و جوش وصله ی دل داشت میگرفت رویه ای کندی با تلخی و، نکردی اتوش نه با منی ، نه بی من و همیشه فرقی نداره این ورق ، زیر و روش یادته اون شرط و جناق شکستن ؟ تو رفتی و من ، که فقط فراموش قاب دلم ...
ادامه مطلب
می گفتی دوستم داری؟ ای بی حیا تنها گذاشتی ، منو توو این شبا حتی خدا فریب حرفاتو خورد ! کاشکی بهت دردی بده ، بی دوا حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۴.۷ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:42 توسط حبیب اوجاری| |...
ادامه مطلب
زبانی مهربان دارم ؛ ندارم؟ دلی بی همزبان دارم ؛ ندارم؟ نگاهم در افق ها جمله محو است نشان از بی نشان دارم ؛ ندارم؟ حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۶.۱۲ ...
ادامه مطلب
بستی به رگبارم و، هیچ نگفتم شکستی ، هر بار که برات شکفتم عیسی به دینی و ، محمد ، یه دین منطقی اونه ، همه رو شنفتن ! حسین فدا کرد جونو تا بفهمیم حق رو باید گفت ، نه که زور شنفتن هر کی توو گور ِخود یه روز میخوابه ملت ما ، به جون هم می افتن ! همه یه جور ، از پشت کوه اومدیم ژسته به خود ، بچه ی اینجا گفتن وقت ِ خشونت بسته باید ، لبات نه اینکه مفت گفتن و مفت شنفتن سکوت خودش داره یه دنیا معنی بهتره از هر چی کلفت ! رو گفتن : . شوخی خوبه !! بسه دیگه نمکدون !!؟ دوست ندارم غیر ِ خودم شنفتن ... . باشه سکوت میکنه دیگه قلبم لا اقل از تو ، من که بد نگفتم مردی و آزادگی که به دین نیست ...
ادامه مطلب
یه عمریه تب دارم از نبودت امید ِ من بسته به تار و پودت بیا سحر بکن شب ِ جدایی ای سرو پا ، قربون ِ اون وجودت حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۶.۱۱ ...
ادامه مطلب
دوستت دارم گفتم و ، گوش نکردی حلقه دادم ، دستتو توش نکردی شیری بودش این دل ِ پر ز جرات حتی نگاهی مثل ِ موش نکردی حبیب اوجاری ۱۹۵.۶.۱۴ ...
ادامه مطلب
یه عمره روزه هامو هی شکستی رفتی با دشمنم ؛ یه جا نشستی یه روز می گفتی : همه زندگیتم من همونم ؛ همون که دوست می داشتی حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۳.۲۰ ...
ادامه مطلب
یه عمری پروانه شدی پریدی سوختم و تو ؛ سوزش دل ندیدی آب شدم و تموم شدم زیر پات دیگه به عشقت ندارم امیدی حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۷.۷ ...
ادامه مطلب
یه قلب دادم ....یه جعبه ی جواهر براش نداشت ارزشی گرچه ظاهر میگفت از این جعبه ، یه عالم دارم !! سیر شدم از تو ... هی نده آزارم جعبه ی بی بهای دل رو پس داد جای اونو به جعبه ی هوس داد خوش باشه هر جا هست الهی یارم میسوزم و ...کاری باهاش ندارم حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۳.۲۵ ...
ادامه مطلب