سراي بي دل

متن مرتبط با «یه عمریه وعده بیجا میدی» در سایت سراي بي دل نوشته شده است

نیاورون یه دونه خونه داشتم!

  • نیلوبلاگ

    تو خواب دیدم نیاورون یه دونه خونه داشتم تو باغچه هاش هزار تا گل ؛ مریم و پونه کاشتم نگار من می خواست که من اینها رو داشته باشم من ولی تنها توی خواب ! براش اینا رو داشتم هیچی دیگه ... مامله کنسل شد و رفت پی ِ درسمنم یه سر خورده شدم ... کاشکی دوسش نداشتم طفلی دلم چه میکنه ؟ چه میکشه؟ یا کجاست؟حواس ِ پرت همینه خوب ! کاش نگهش میداشتم.حبیب اوچاری1403.11.27...

    ادامه مطلب
  • یه اصفهون میگم؛ یکی می شنوی

  • نیلوبلاگ

    به اصفهون میگم یکی می‌شنوی گوش بده تا حرف دلم بشنوی سرتاسر مسیر همش خاطرستحیف که تا اونجا یه عالم فاصلستوقتی قدم زنون میری تو میدون نصف جهانه خود نقشه جهون چارباغشم خودش چهل تا باغه روی درختاش پر سار و زاغه گوشفیل و دوغ ؛ غذا که هست بریونی رطب با نارگیل ؛ توو کفِش می مونی روی سی و سه پل که پا میزاری یه عالمه منظره اونجا داری غمین میشه دلت ؛ ز خشکی رودجاری چرا نیست دیگه زاینده روداز این سرش ؛ چشمای شیر به اونور میگن میده نور و میشه منور شبها ؛ یه جلوه ای داره دیدنی میدون جلفا ؛ دست گل ؛ چیدنی م...

    ادامه مطلب
  • یه اصفهون میگم ؛ یکی می شنوی

  • نیلوبلاگ

    یه اصفهون میگم ؛ یکی می شنوی به اصفهون میگم یکی می‌شنوی گوش بده تا حرف دلم بشنوی سرتاسر مسیر همش خاطرستحیف که تا اونجا یه عالم فاصلستوقتی قدم زنون میری تو میدون نصف جهانه خود نقشه جهون چارباغشم خودش چهل تا باغه روی درختاش پر سار و زاغه گوشفیل و دوغ ؛ غذا که هست بریونی رطب با نارگیل ؛ توو کفِش می مونی روی سی و سه پل که پا میزاری یه عالمه منظره اونجا داری غمین میشه دلت ؛ ز خشکی رودجاری چرا نیست دیگه زاینده روداز این سرش ؛ چشمای شیر به اونور میگن میده نور و میشه منور شبها ؛ یه جلوه ای داره دیدنی می...

    ادامه مطلب
  • نیاورون یه دونه خونه داشتم !

  • نیلوبلاگ

    تو خواب دیدم نیاورون یه دونه خونه داشتم تو باغچه هاش هزار تا گل ؛ مریم و پونه کاشتمنگار من می خواست که من اینها رو داشته باشم من ولی تنها توی خواب ! براش اینا رو داشتم هیچی دیگه ... مامله کنسل شد و رفت پی ِ درسمنم یه سر خورده شدم ... کاشکی دوسش نداشتم طفلی دلم چه میکنه ؟ چه میکشه؟ یا کجاست؟حواس ِ پرت همینه خوب ! کاش نگهش میداشتم.حبیب اوچاری1403.11.27 + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 10:51 توسط حبیب اوجاری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گلایه می کنم ازت با خداxa0

  • نیلوبلاگ

    گلایه می کنم ازت با خدا که راتو میخوای کنی از من جدایا عاشقم شو ؛ یا که بی خیالم بسه دیگه این همه ناز و ادا.حبیب اوجاری1393.10.15 + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:55 توسط حبیب اوجاری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کافیه باشی و باهام بمونی

  • نیلوبلاگ

    .اون که قلم داد و برات نوشتم با تو میسازه ؛ همه سرنوشتم معنی شعرامو همه میدونی گرچه غلط یا خط بد نوشتم نه ساکن مسجد و نه کلیساخدا از اول بوده توو سرشتمکافیه باشی و باهام بمونیتا باورم شه که توی بهشتم.حبیب اوجاری1402.4.17   نوشته شده توسط حبیب اوجاری در شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 20:32 موضوع دل نوشته های من | لینک ثابت بخوانید...

    ادامه مطلب
  • یه عمری بات رفیقمxa0

  • نیلوبلاگ

    اونکه می گفت یه عمری بات رفیقم نگفت بهم ؛ که بند ؛ به بند ِ کیفمتا سود ِ من توو جیب اون جاری بودنگفت که من ؛ بشکه ؛ یا اینکه قیفموقتی که نوبت به تلافی رسیدمی گفت ببین؟ یه بره ی نحیفم !هزار تا بوسیدمش و صفا کردتا خواست ببوسه ؛ گفت بهم ؛ کثیفم !صد دفه گفت کاکتوسی و منم گلسمباده بود تنش ؛ ندید لطیفم خیلی می نازی تو به مال دنیات ؟باشه بناز ؛ حالا که من ضعیفمیه روز دلت تنگ میشه واسه ی من وقتی که دیر میشه ؛ و من عتیقم ...حبیب اوجاری1401.11.11 بخوانید...

    ادامه مطلب
  • یه آسمون ؛ یه قلب ِ بی ستاره

  • نیلوبلاگ

    یه آسمون ؛ یه قلب ِ بی ستارهیه بی نشون ؛ ابرای پاره پارهکاشکی به حال وروزم اون تیکه ابربارون بشه ؛ شب تا سحر ببارهحبیب اوجاری1393.1.27...

    ادامه مطلب
  • کاشکی یه جاروی پرنده داشتم

  • نیلوبلاگ

    کاشکی, یه جاروی, پرنده, داشتم,بسوی تو اسبی دونده داشتم,کاشکی, برای زلف ناز و زیباتمثل سحر ، بادی دمنده داشتم,دشمن اگر تیری زده به قلبمگالن گالن خون ِ جهنده داشتم,عمر همه شد توی قفس طی ولیکاش ته ِ عمر بختی ر...

    ادامه مطلب
  • یه جوری زل میزنی انگاری تقصیر منه

  • نیلوبلاگ

    وقتی توو یه قل دو قل ؛ سنگای بازی میشکنهیه جوری زل میزنی انگاری تقصیر منهپا میشی قهر میکنی بیرون میری از توو بازیتا باهات حرف میزنم شونتو بالا میندازیسنگا شاید بتونن فاصله مونو کم کنننمی خوام خراب بشه...

    ادامه مطلب
  • یه عمر ، حبیبت بودم و ندیدی

  • نیلوبلاگ

    یه عمر ، حبیبت بودم و ندیدی مثل یه خورشید ، از بومم پریدی ماه در اومد شب شد و مهتابی باز فقط ...حبیبم میخوامو شنیدی حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۱۰.۲۸ ...

    ادامه مطلب
  • هوای گریه هامو داری یا نه؟

  • نیلوبلاگ

    منی که عمریه یاد ِ تو بودم منی که در رهت همواره بودم منی که با امید بودن ِ تو شکم خالی به بالینم قنودم تویی که برگی هم بی اختیارت نمی افتد ؛ نمی آید به سویت همیشه بغض ِ تو دنیامو لرزوند هوای گریه هامو داری یانه؟؟ . غیر از بیت آخر ؛ باقیش دلنوشته ی خودمه حبیب اوجاری ۱۳۹۷.۴.۲۶ ...

    ادامه مطلب
  • یه روز میاد به دنبالم بگردی

  • نیلوبلاگ

    هر کدوم از ما یه مداد رنگی رنگ و وارنگ ، با رنگای قشنگی شاید سفید باشی ولی سیاه من کنار هم خوبه ، بدون جنگی قرمز و زرد توو رنگا ، رنگ ِ گرمن آبی و سبز ِ من ، میگن که سردی بخوای نخوای ، نقشه میخواد سیاهی یه روز میاد به دنبالم بگردی حبیب اوجاری ۱۳۹۷.۵.۴ ...

    ادامه مطلب
  • کاشکی دلم یه مشتی خاک و سنگ بود

  • نیلوبلاگ

    کاشکی دلم یه مشتی خاک و سنگ بود خونه برات می ساختم ، ار چه تنگ بوداشکای گونه ت ، که شدن رنگ خون برای کور و کر دنیا ... ننگ بودحبیب اوجاری۱۳۹۶.۱۱.۱۲ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 18:28 توسط حبیب اوجاری| |Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شب ژانویه

  • نیلوبلاگ

    امشب همه یارشونو می بوسن ملت ما ؛ توو غصه ها می پوسن تا صبح جهان شاده و شب بیداره موقعیت ها ؛ بعضی وقتا لوسن حبیب اوجاری ۱۳۹۲.۱۰.۱۱ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 18:21 توسط حبیب اوجاری| |...

    ادامه مطلب
  • یه عمریه کردی اسیر و مستت

  • نیلوبلاگ

    یه عمریه کردی اسیر و مستت پرنده بودم ؛ که شدم توو دستت یه روزی می شکنم نوک قلم رو تا که پشیمون کنمت ؛ ز هستت حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۱۰.۱۰ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 10:36 توسط حبیب اوجاری| |...

    ادامه مطلب
  • بیا برات یه بادبادک بسازم

  • یه عمری چرخیدم و خنده کردی

  • نیلوبلاگ

    یه عمری چرخیدم و خنده کردی با خنده هات ؛ قلبمو بنده کردی چرخی بودم برای بچگی هات نشستی هی؛ دنده به دنده کردی تنهایی بس نبود واسه مزد من؟ که بعد از اون کار زننده کردی؟ حالا گذشته و بزرگ شدی تو پایه ی بودنم رو ؛ رنده کردی... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۶.۱۱ ...

    ادامه مطلب
  • یه روز می شینم روبروت ؛ بد میگم

  • نیلوبلاگ

    یه روز می شینم روبروت ؛ بد میگم شعر می نویسم یک و یا ؛ صد میگم گلایه می کنم ز دوری از تو از آدمای دیو و ؛ یا دد میگم یه شب میشم غرق تماشای تو به صد تا خواهش ِ دیگم ؛ رد میگم اشک غمم که از چشام روونه جلوش با دستات می گیرم ؛ سد میگم توو رویاهام ؛ همیشه روبرومی... به اونکه هست همیشه ؛ سرمد میگم یه ...

    ادامه مطلب
  • یه عمره چشامو برات نبستم

  • نیلوبلاگ

    یه عمره چشامو برات نبستمیه عمریه که چشم به رات نشستمحالا میگی ببند تا نقش ببینی؟با چشم بسته نقش روو زمینی !میخوام با چشم باز تو رو ببینمبیای پیشم ، کنار تو بشینمیه عمریه ماهی و توو آسمونمن ولی در فکر تو، روو زمینممیخوام که لمس خوب و گرم دستاتپاک کنه اشک چشمای غمینممیگی تا خوب نشی که یار نمیشمباور...

    ادامه مطلب