يه عمره هي ، با چشم و ابرو ميگم - تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 10:13
يه عمره هي ، با چشم و ابرو ميگم باxa0 صد ادا ، ز ترس يارو ميگم ! روي تنم ديگه يه جاي خوب نيست ازxa0 زخماي ناشي ز جاروxa0 مي گم ! قالي کرمون بودم و زير پات کندي موهام ، ز جاي پارو ميگم کاشکي بگيري درد بي درموني از اونها که ، نداره دارو ميگم ... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۲۰
تو مهتابی که بی نور تو تارم - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:02
[unable to retrieve full-text content]   تو مهتابی که بی نور تو تارم تو فردای
غزل بگم ز شور و عشق و مستی ؟ - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:02
غزل بگم ز شور و عشق و مستی ؟از اون دمی که ، توxa0 پیشم نشستی؟غزل بگم از اون لبای شیرین ؟بگم من از مردمxa0 تلخ و بدبین؟بگم گلو ز دست من گرفتی ؟بو کردی و چیزی به من نگفتی؟بگم ز بس خیره بودم به چشماتزل زدی و گفتی : عمو؟ تو مستی ؟!بگم که من مست نگاهت شدم؟رف
خدا همواره هست با من - تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 6:02
خدا همواره هست با من به سانxa0 آن رگ و گردن نمی بیند ولی آیا ؟ که چوون ، هی می کنند با من؟ که گاهی میزنم بر سر و گاهی میدرم پیرهن هزاران غنچه از عشق را لگد مال کرده اند در من اگر کفر گفتم و دیدی تو بگذر زین خطا از من خدایا جز تو ام دیگر ندارم و مونس و مأمن... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۸.۱۱
شدی نُت بهر آهنگ دل من - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 22:42
xa0 شدی نُت بهر آهنگ دل من نشستی بر همه می لا سُل من ز تو دورم ولیxa0 ، همواره در دل تو را دارم ، تویی آن حاصل من xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۲۶ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:40 توسط حبیب اوجاری| |
فرشته ها به چشم میان ؛ فرشته - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 22:42
فرشته ها به چشم میان ؛ فرشته تنها نمونن روو زمین ؛ که زشته دستی که دست می گیره توی دنیا قسمت اون ، شک نکنین بهشته حبیب اوجاری ۱۳۹۴.۷.۱۲ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:2 توسط حبیب اوجاری| |
خورشید ِ من بودی و من ، جوارِت - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 22:42
xa0کاشکی تفنگ داشتی و من شکارتمیزدی قلبم ، که بیاد به کارِتشکاربانا ، کاری نداشتن به تو یا که بخوان بیان ، کنند مهارتقلاف می کردی اسلحت رو اونوقتروی قلافی ، بسته روو نوارتبعد می گرفتی و منو می بردیمی چسبیدم یه جا ، روی دیوارتیه شب یهو تا می پریدی از خ
اشک ِغم از دیده ی ماست - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 5:31
رنگ ناخون تو و لاله ی دستت انگار حاصل زخم زدن بر دل بی کینه ی ماست رحم کن ! بی خبر از حال من و سینه ی من نیست این حاصل سیل، اشک ِغم از دیده ی ماست حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۷.۱۱ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 21:25 توسط حبیب اوجاری| |
بيا هواي همو داشته باشيم - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 7:07
بيا هواي غمو داشته باشيم گلي توو دلها ؛ بيا کاشته باشيم بيا توو راه هم ؛ نشسته ؛ عمري بيا هواي همو داشته باشيم حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۷.۳ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:51 توسط حبیب اوجاری| |
دل ؛ سجده اي جانانه كرد - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 2:49
عشق از چشمش چو سويم تابش ِ مستانه كرد اسم ِ او جاري شد و دل ؛ سجده اي جانانه كرد رفت اما دلبر از کویم ، نمود بر من جفا بشکست پیمان خود ، من ، ساکن ِ میخانه کرد حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۵.۲۳ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:5 توسط حبیب اوجاری| |
زاینده رود ... - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 2:49
از پایه های پل ، فقط خاک و گلش مانده از رود زاینده ، مسیر باطلش مانده خون گشته اشک چشم از این جور و تباهی ها در کنج زندان طی شد و ، این، حاصلش مانده حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۶.۳ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:58 توسط حبیب اوجاری| |
امون از اون چشمای تو - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 2:49
امون از اون چشمای تو ؛ وقتیکه میشه تکرار دیوونه می کنه منو ؛ با این دل ِ گرفتار به شیطنت ؛ نکن دیگه این همه بازیگوشی بیا و دست ز لرز ِدل ؛ دیونه ی تو ؛ بردار حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۶.۴ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:48 توسط حبیب اوجاری| |
نصیب قلبت بشه جایی ، فشنگ - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 2:49
عکسامو مینداختی تو ، خوب و قشنگ ولی منو تنها گذاشتی ، مَشَنگ! کاشکی کسی جزمن ، اگه عشقته نصیب قلبت بشه جایی ، فشنگ شعری از سر دلگیری حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۶.۱۸ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:7 توسط حبیب اوجاری| |
آهویی بود ، چه خوب و ناز - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 11:44
آهویی بود ، چه خوب و ناز فراری شد ز دستم... شیرین بودم براش ، ولی نمک ، نداشت که دستم ای خدا تو شاهدی دام نزاشتم سر ِ راش هر کجا میخواست بره من میرفتم پا به پاش تا شدم بنده ی اون با تموم ِ رفتاراش چشمای سبزشو بست شد دریغ ، حتی نگا ش لهجه ی عجیبی داشت بین فارسی و دری ته ِ کل ِ گفته هاش جمله ای ...ز آ...
یه عمری چرخیدم و خنده کردی - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 11:44
یه عمری چرخیدم و خنده کردی با خنده هات ؛ قلبمو بنده کردی چرخی بودم برای بچگی هات نشستی هی؛ دنده به دنده کردی تنهایی بس نبود واسه مزد من؟ که بعد از اون کار زننده کردی؟ xa0حالا گذشته و بزرگ شدی تو پایه ی بودنم رو ؛xa0 رنده کردی... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۶.۱۱
دل ؛ سجده اي جانانه كرد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:23
xa0 عشق از چشمش چو سويم تابش ِ مستانه كرد اسم ِ او جاري شد و دل ؛ سجده اي جانانه كرد رفت اما دلبر از کویم ، نمود بر من جفا بشکست پیمان خود ، من ، ساکن ِ میخانه کرد xa0 xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۵.۲۳ xa0 نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:5 توسط حبیب اوجاری| |
کی گفته که دردا میشن فراموش؟ - تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 کی گفته که دردا میشن فراموش؟ وقتی ندارمت تورو ، توو آغوش سرده نگات موقع ی دیدار من من توی دل هی میزنم و قل و جوش وصله ی دل داشت میگرفت رویه ای کندی با تلخی و، نکردی اتوش نه با منی ، نه بی من و همیشه فرقی نداره این ورق ، زیر و روش یادته اون شرط و جناق شکستن ؟ تو رفتی و من ، که فقط فراموش قاب دلم
برای هوای پاک شهر رکاب میزنم - تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 پا میزنیم ، بی فیس و بی افاده ما ده نفر ، که اسمامون زیاده یکی میگه خسته نباشی ، عالی !؟ یکی میگه : بزن ! که وزن زیاده !؟ یکی میگه :کجا میدن چرخ به ما؟ یه عمریه منتظریم ! پیاده یکی میگه : ببند در سایپا رو مجوز تولیدشو کی داده ؟؟؟ یکی میگه : از تو بعیده بابا حتمنی این کار ، از روی ریاته !؟ آخر صف
جنگو تموم کن ؛ بزا زنده باشم - تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 جنگو تموم کن ؛ بزا زنده باشم ساقه ام ، اما نمیخوام که تا شم دلم میخواد قد بکشم تا ابرا همبازی با ماه و ستاره ها شم xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۵.۹ xa0 xa0 نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:32 توسط حبیب اوجاری| |
یه روز می شینم روبروت ؛ بد میگم - تاریخ: 1396/5/25 ساعت: 0:23
xa0 یه روز می شینم روبروت ؛ بد میگم شعر می نویسم یک و یا ؛ صد میگم گلایه می کنم ز دوری از تو از آدمای دیو و ؛ یا دد میگم یه شب میشم غرق تماشای تو به صد تا خواهش ِ دیگم ؛ رد میگم اشک غمم که از چشام روونه جلوش با دستات می گیرم ؛ سد میگم توو رویاهام ؛ همیشه روبرومی... به اونکه هست همیشه ؛ سرمد میگم یه

برچسب‌های مرتبط

منو دیونه کردی | منو دیونه کردی از هلالی | از این به بعد به انگلیسی | از این بهتر نمیشه علی صباغی | از این بهتر نمیشه | از اين به بعد | از این بهتر | از این جیب به اون جیب | چه از این به ارمغانی | از این ستون به آن ستون