دارم میشم بازیگر عزیزی - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 17:34
ساده گرفتم بازی رو من ، ایزی فردینی گشتم که می کوبه دیزی هرجا می رفتم یا نبود جای من یا که میگفتن چاقی ؛ یا که ریزی خشم می اومد جلوی چشمای من تا که بگیرم توی دستام تیزی شکر خدا به آرزوم رسیدمدارم میشم بازیگر عزیزیحبیب اوجاری1396.1.1 + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:32 توسط حبیب اوجاری  ...
زیرخاکی 4 - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 13:10
یه زیر ِ خاکی ؛ کهنه ؛ درد کشیدم کلی دویدم ؛ به چهار رسیدم گشتم و از عواملش سر به سر تا آخرش ؛ دوستی قدیمی دیدمحبیب اوجاری1402.9.25 + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 20:33 توسط حبیب اوجاری  |  Adblock test (Why?)
تموم شده نمایشم بی تشویق - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 13:10
خوندم و اشک ریختم و زجه کردم به این همه جونی که بنده کندمتموم شده نمایشم بی تشویقبه سالن خالی چه خنده کردمحبیب اوجاری 1402.2.14 + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:8 توسط حبیب اوجاری  |  Adblock test (Why?)
طعم اسمت معدن شهد و شکر - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 13:10
طعم اسمت معدن شهد و شکر دور باشد از تو ؛ هر ناکس نظرناظری همچون خدا داری و در آرامشییوسفی هستی ؛ که هستی در سفرحبیب اوجاری1402.2.2 + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:28 توسط حبیب اوجاری  |  Adblock test (Why?)
به برگای درخت کردم اشاره - تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 8:54
به برگای درخت کردم اشاره ؛ بهش گفتم بیا جفت شیم یه باره ؛ بخندید با لبش بر حال و روزم ؛ ولی بگذاشت تا در تب بسوزم ؛ جوابم داد بیش از این نیا پیش ؛ وگرنه میکنم حال تورا ریش ؛که دارد صاحب دیگر چو این تن ؛ رها کن خواستن ِ افزونه از من ؛ نظر بر آنچه باید هست بدوزی ؛ به حقت قانع ؛ تا آخر بسوزی .......حبی...
بگو هنوز غلامته برادر ... - تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 8:54
خاطره ای لطیف از سخنان خادم امام رضا + دلنوشته ای از منخادم روضه رضوان می گفت: دختر بچه شفا گرفته بود. با تب و تاب ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید پدر دخترک که رسید؛ طفل به گریه و هق هق افتاد: بابا ؛ امام رضا گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگ...
گلایه می کنم ازت با خداxa0 - تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 20:44
گلایه می کنم ازت با خدا که راتو میخوای کنی از من جدایا عاشقم شو ؛ یا که بی خیالم بسه دیگه این همه ناز و ادا.حبیب اوجاری1393.10.15 + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 13:55 توسط حبیب اوجاری  |  Adblock test (Why?)
چنان غرقم xa0که میدانی - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:31
در این دریای طوفانیچنان غرقم که میدانیتو در آن گوشه امن و دنجو من چون روز ِ بحرانی.حبیب اوجاری1402.3.19   نوشته شده توسط حبیب اوجاری در جمعه نوزدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 11:4 موضوع دل نوشته های من | لینک ثابت Adblock test (Why?)
کافیه باشی و باهام بمونی - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:31
.اون که قلم داد و برات نوشتم با تو میسازه ؛ همه سرنوشتم معنی شعرامو همه میدونی گرچه غلط یا خط بد نوشتم نه ساکن مسجد و نه کلیساخدا از اول بوده توو سرشتمکافیه باشی و باهام بمونیتا باورم شه که توی بهشتم.حبیب اوجاری1402.4.17   نوشته شده توسط حبیب اوجاری در شنبه هفدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 20:32 موضوع دل نوشته ه...
رزهای سرخ رو دوست داری گمونم - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:31
.یه چوب خشک زدی به پوست گونم کاشکی میشد یه تکیه گاه به شونم !شاید که چون سفیدم اینجوری شدرزهای سرخ رو دوست داری گمونم .حبیب اوجاری402.4.18   نوشته شده توسط حبیب اوجاری در یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 9:17 موضوع دل نوشته های من | لینک ثابت Adblock test (Why?)
دیگه عشقو گدایی نمی کنم - تاریخ: 1402/2/6 ساعت: 19:42
دیگه عشقو گدایی نمی کنمطفل دل رو فدایی نمی کنمدیگه از بهر یه لبخند ِ شیرینخودمو دلقک کس نمی کنمدیگه حتی سر ِ راش نمیشینمخودمو چو دایناسور نمی کنمگر چه از دوری دلم تب میکنهولی دست بوس ِ طبیب نمیکنمدیگه اشکام به چشات راه نمیدنمیریزم اونو ؛ صدات نمی کنمدیگه با هر زخم ِ تازه ی دلمسرمو به آسمون نمی کنموق...
یه عمری بات رفیقمxa0 - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 16:48
اونکه می گفت یه عمری بات رفیقم نگفت بهم ؛ که بند ؛ به بند ِ کیفمتا سود ِ من توو جیب اون جاری بودنگفت که من ؛ بشکه ؛ یا اینکه قیفموقتی که نوبت به تلافی رسیدمی گفت ببین؟ یه بره ی نحیفم !هزار تا بوسیدمش و صفا کردتا خواست ببوسه ؛ گفت بهم ؛ کثیفم !صد دفه گفت کاکتوسی و منم گلسمباده بود تنش ؛ ندید لطیفم خی...
اون همه افسانه و افسون ولش؟؟ - تاریخ: 1401/11/12 ساعت: 13:47
خیلی سخته یه عمر برای شادی بچه هاتحتی شده با دلی پر خون بزنی و برقصیشادی بکنی که دنیای کودکیشون غمگین نباشهاما اونا تا بزرگ بشن ساز مخالف با تو رو کوک کننو بجای شاد کردن دل پیر تو تتمه ی دلبستگیت بهزندگی و دنیا رو ازت بگیرن و با بدترین شکل ممکنتنهات بزارن و برن پی هوا و هوس های خودشونراستی کی گفته ک...
- تاریخ: 1401/11/12 ساعت: 13:47
.خیلی سخته یه عمر برای شادی بچه هاتحتی شده با دلی پر خون بزنی و برقصیشادی بکنی که دنیای کودکیشون غمگین نباشهاما اونا تا بزرگ بشن ساز مخالف با تو رو کوک کننو بجای شاد کردن دل پیر تو تتمه ی دلبستگیت بهزندگی و دنیا رو ازت بگیرن و با بدترین شکل ممکنتنهات بزارن و برن پی هوا و هوس های خودشونراستی کی گفته ...
تصور میکنم روزی جهان هم مال ما میشه - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 14:36
تصور میکنم روزی جهان هم مال ما میشهجهانی که توو اون زخما ، فقط از پشّه و نیشهکسی هفت تیر ِ پر ، یا شوکر و باتوم نمیخوادواگه داره کسی حتما ، که آرتیست و هنر پیشه....حبیب اوجاری1399.3.23Adblock test (Why?)
توبه کردم که دگر باده ی مستانه ننوشم - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 14:36
توبه کردم که دگر باده ی مستانه ننوشمجامه ی دوری تو با دلی آسوده نپوشمچشمه ی آب حیات ملکوتم که ز هجرانجز تو ؛ با یار ِ دگر همدم و همواره نجوشمحبیب اوجاری زمستان 1369Adblock test (Why?)
خداحافظ ای خانه ی مادری - تاریخ: 1401/6/27 ساعت: 8:25
خداحافظ ای خانه ی مادریخداحافظ ای تاج هر سروریخداحافظ ای نرده های بلندخداحافظ ای شاخه های کمندخداحافظ ای توت خود کاشتهخداحافظ ای تاک افراشتهخداحافظت شاخ نارنج منالهی نبینی تو این رنج منخداحافظ ای قیصر و تاکورمخداحافظ ای خواهر دلخورمخداحافظ ای باغ گل پرورمخداحافظ ای گلشن آخرمخدایا خوشم ! زانکه می بین...
عیدی ام را کی دهی مادر؟ - تاریخ: 1401/5/25 ساعت: 5:36
این سال تحویل ، عیدی ام را کی دهی مادر؟گاهی می اندیشم سفر ، یا در رهی مادردیشب به خوابم آمدی با چشم ِ اشک آلودباور کنم آیا ؟  ز حالم آگهی مادر؟رنگ خزان دارد بهارم بعد تو دیگر با جمله ای ،  حرفی ، نمی سازی مرا مادر؟دائم مرا دعوت به صبر کردی خودت امادر پیش مرگ ؛ کوته چرا باز آمدی مادر؟رفتی و بعد از تو...
یاد ِ من اماهست با تو - تاریخ: 1401/5/25 ساعت: 5:36
پیکسل ِ سینَم رو زدم روو شونَتتا که بخندی ، گل بیفته گونَتعکسو که انداختی تو رفتی دیگهیاد ِ من اماهست با تو ، توو خونَتحبیب اوجاری۱۳۹۶.۵.۱۱Adblock test (Why?)
قلکامون سکه دیگه ندارن - تاریخ: 1401/3/4 ساعت: 4:02
[unable to retrieve full-text content]قلکامون سکه دیگه ندارن شادیامون ؛ لحظه رو کم میارن هرکیو میبینی دیگه این روزا فقط یه جور ؛ به دنیال فرارن حبیب اوجاری 1401.1.20

برچسب‌های مرتبط

منو دیونه کردی | منو دیونه کردی از هلالی | از این به بعد به انگلیسی | از این بهتر نمیشه علی صباغی | از این بهتر نمیشه | از اين به بعد | از این بهتر | از این جیب به اون جیب | چه از این به ارمغانی | از این ستون به آن ستون