یه جوری زل میزنی انگاری تقصیر منه - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:39
وقتی توو یه قل دو قل ؛ سنگای بازی میشکنهیه جوری زل میزنی انگاری تقصیر منهپا میشی قهر میکنی بیرون میری از توو بازیتا باهات حرف میزنم شونتو بالا میندازیسنگا شاید بتونن فاصله مونو کم کنننمی خوام خراب بشه
اسیری بود که از قفس سیر شده - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:39
xa0یه روز میای خونه ؛ ولی دیر شدهپر کشیده روح ؛ که تنم پیر شدهفکر نکنی فراری بود از اولاسیری بود که از قفس سیر شدهxa0حبیب اوجاری1398.7.18xa0
قول بده تا بمونی - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:39
xa0یه بار شده ؛ قول بده تا بمونیxa0به گوش من قصه ی عشق بخونیخسته شده دلم از این پرش هاxa0کفترxa0ِ جلدxa0ِ قلبمو ؛ میشونی؟xa0حبیب اوجاری1393.10.14xa0
ولنتاین 97 - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 18:48
باور نمی کردم شبی تنها بمانمدر شادی وغمها شبی تنها بمانمسالها تو بودی ظاهرا همخانه ی مناما چنان کردی که در ظن ها بمانمزن داشتم و تنها برایم فکر ِ خرج بودخارم شدی ؛ در حسرت ِتن ها بمانم xa0مژگان ِ چشمت ؛
مُعامله کرده دلم ؛ با خدا - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 18:48
یه عمر دویدم ؛ هنوو بین ِ راهمساکته دنیام و .... رفیق ِ آهمگوش می کنم به نغمه های غمگینابر ِ سیاه ؛ اومده روی ماهمیه عمر به خوبی ؛ همه رفته راهوکاشکی می گفت یکی ؛ یه اشتباهممُعامله کرده دلم ؛ با خداهم
خسته شدم زین همه مهربونی - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 18:48
خسته شدم زین همه مهربونیبیام کنارت ، پیش من نمونییه عمر به رات نشستم و ندیدیتازه میگی ع ع حبیب ، همونی؟xa0حبیب اوجاری 1390.11.11xa0
یه عمر ، حبیبت بودم و ندیدی - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 11:28
یه عمر ، حبیبت بودم و ندیدی مثل یه خورشید ، از بومم پریدی ماه در اومد شب شد و مهتابی باز فقط ...حبیبم میخوامو شنیدی حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۱۰.۲۸ xa0
تو شدی در به در - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 11:28
xa0 به من میگی عهد ِ کپک بی پدر؟ نموندی توو خونه ؟ شدی در به در؟ جون بکن و ، کلفتی کن هر کجا تو رو چه به خانومی و تاج ِ سر ؟ اگر می گفتم نمیخوام کار کنی xa0توو زندگیم ، ازت می خواستم اثر نه اینکه صبح بر
هزار دفه نوشتم و خط زدی - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 11:28
هزار دفه نوشتم و خط زدی به سینه با یک کف دست ، رد زدی اشکای چشمم همه ریخت از غمت رنجه شدی ازش ، جلوش سد زدی هزار تا خوبی به تو کردم ولی تنها به من ، تهمتای بد زدی ستاره بودی توو شبای تارم قاضی شد
عتیقم ... - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 11:28
xa0 اونکه می گفت یه عمری بات رفیقم نگفت بهم ؛ که بند ؛ به بند ِ کیفم تا سود ِ من توو جیب اون جاری بود خیال می کرد که بشکه ؛ یا که قیفم ! وقتی که نوبت به تلافی رسید می گفت ببین؟ یه بره ی نحیفم ! هزار ت
باز هم تولدم مبارک... - تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 11:28
xa0یه صد پرم ؛ که نیمه ؛ پرپر شدمخشکه گُلی ؛ نشسته بر در شدمرهبر ِعشق بودم و ؛ توو زندگیمشد کودتا و ؛ حالا افسر شدمزندگی از تولدم ؛ توو بهمننشون بهم داده که اختر شدمیه روز ولی افتاده ؛ روی زمینستاره ای
نه از آنم ، نه از اینم - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 7:48
نه از آنمxa0، نه از اینم من آن بی رنگ و مسکینم ز بس بد دیدم از دنیا فراری گشته از دینم به ساز خود مرا رقصاند هر آن کو دور ِ خود بینم اگر خوب و بد و زشتم قبولم کن ، منم ، اینم ! خوشا ان دم که با همدل
الهی غرقه ببینم من ، به خون ، هفت سین امسالت - تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 10:22
xa0 یه سالی هست که رفتی و ندادی خطی از حالت گمونم گشته ای آزاد نسیمه لا پرو بالت ! نمک خوردی تو عمری و به شیرینی طلب کردی تموم اون چیزایی که xa0 نبوده از ازل مالِت یه روزی می پرستیدی من و ،xa0 رویای هر
دیگر تمنای کسی در سر ندارم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:57
دیگر تمنای کسی در سر ندارم در سر دو چشم منتظر بر در ندارم شمعی شدم کز حاصل عمری فروغم پروانه ای بر گِرد ِ قبر ِ تن ندارم حیف از من و از آن همه جانی که کندم پیرم کنون ، نیروی جان کندن ندارم یک قطره ب
سفر به شیراز - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 12:57
آمدم دیدار تو ای خواجه ی شیرازی ام بلکه بگشایی گره از راز ِ این همبازی ام پیرم و از کودکی ، تنها دو صد رویا بماند وز جوانی ... یاد آن یار لطیف و نازی ام من چو تو بد می نکردم ، میل ناحقم همین همتی کن
زندگیمون شد مثه میز قمار - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:50
xa0 زندگیمون شد مثه میز ِ قمار من عاشق و ، تو مست ِ پول و ، خمار بجای بیست و یک ، رسید بیست وهفت گفتی دیگه خسته ام و ... نقد !! بیار حاصل این قمار ، دوتا دل بودش xa0بردی تو دل ها و ،xa0 در اومد دمار دل میدی و قلوه ازش میگیری؟؟ پوست میکنه ، میده به دستت خیار !؟ یه روز یه جا ببین چطور میخوری از اونی ک...
می گفتی دوستم داری ؟ ای بی حیا ! - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:50
xa0 می گفتی دوستم داری ؟ ای بی حیا ! تنها گذاشتی ، منو توو این شبا حتی خدا ، فریب ِ حرفاتو خورد کاشکی بهت دردی بده ، بی شفا ... xa0 حبیب اوجاری xa0
شکوفه کردم ؛ توو همه بهارت - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:50
شکوفه کردم ؛ توو همه بهارت یه مشتی سیب شدم ؛ به انتظارت پای درخت بودم و حیف ندیدی سر به هوا گشتی و من ... کنارت xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۴.۱۷ xa0
امام رضا - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:50
xa0 xa0 xa0 خاطره ای لطیف از خادم امام رضا + دلنوشته ای از من خادم روضه رضوان می گفت:xa0 دختر بچه شفا گرفته بود. با تب و تاب ازش سوال کردمxa0 چه دیدی و چه شنیدی؟ دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنیدxa0 پدر دخترک که رسید؛ طفل به گریه و هق هق افتاد:xa0 بابا ؛ امام رضا گفت «به بابات بگو دی...
هوای گریه هامو داری یا نه؟ - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:50
xa0 منی که عمریه یاد ِ تو بودم منی که در رهت همواره بودم منی که با امید بودن ِ تو شکم خالی به بالینم قنودم تویی که برگی هم بی اختیارت نمی افتد ؛ نمی آید به سویت همیشه بغض ِ تو دنیامو لرزوند هوای گریه هامو داری یانه؟؟ . xa0 غیر از بیت آخر ؛ باقیش دلنوشته ی خودمه xa0 حبیب اوجاری ۱۳۹۷.۴.۲۶ xa0

برچسب‌های مرتبط

منو دیونه کردی | منو دیونه کردی از هلالی | از این به بعد به انگلیسی | از این بهتر نمیشه علی صباغی | از این بهتر نمیشه | از اين به بعد | از این بهتر | از این جیب به اون جیب | چه از این به ارمغانی | از این ستون به آن ستون